خرید بک لینک
درگیری ذهنی یک حالت انگیزشی است که توسط «عوامل داخلی» و «عوامل خارجی» مربوط به محصول و مشتری ایجاد می شود و می تواند به تعهد مداوم یا بلند مدت مشتری نسبت به خرید یا مصرف محصول منجر شود.ذهن مشتری وقتی درگیر محصول می شود که آن محصول بتواند در برآورده ساختن نیازها، اهداف و ارزش های او موثر واقع شود. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رها کاشفی تاريخ: يکشنبه 23 مهر 1396 ساعت: 0:32

از این به بعد در فرصت هایی که دست بدهد، با هدف تشریح وضعیت کاری در سازمان ها و توضیح تا حد امکان غیر مستقیم ِ مباحث رفتار سازمانی، بخش هایی از تجربیات کاری ام را اینجا به عنوان «خاطرات سازمانی من» خواهم نوشت. کار مرتبط با رشته ی تحصیلی را از ترم چهارم در یک دفتر حسابرسی شروع کرده ام. خاطره ها ترتیب زمانی نخواهند داشت. هر وقت هر کدام به خاطرم آمد،می نویسم. ادامه مطلب

برچسب: سازمانی, نویسنده: رها کاشفی تاريخ: شنبه 22 مهر 1396 ساعت: 12:27

کلافگی خودش میاد. یعنی، از اون دسته پدیده هاست که هر وقت شرایط رو فراهم ببینه، سر و کله اش پیدا می شه؛ نه اجازه می گیره، نه اعلام می کنه. چقدر هم به سراغ من یکی میاد! می گم اگه کلافگی بطور متوسط همین اندازه به بقیه آدمها سر بزنه که به من می زنه، به گمانم باید بگم بزرگترین ویژگی مشترک نسل آدمی - دست کم نسل فعلی - کلافگیه. ادامه مطلب

برچسب: تراوشات, نویسنده: رها کاشفی تاريخ: شنبه 22 مهر 1396 ساعت: 12:27

کنار مترو، پشت در شیشه ای یک مترو مال در خیابان ... پسر جوانی نشسته که سی دی فیلم و موسیقی می فروشد.

غرفه ی این پسر، در جای بدی قرار گرفته؛ کنار در ورودی، پشت شیشه ی ضخیم مترومال و قبل از پله ی برقی.

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رها کاشفی تاريخ: شنبه 22 مهر 1396 ساعت: 12:27

پیش نوشت 1- این چند بند، فقط بخش هایی از نظرات من در مرور دوباره ی پست قبلی خودم است. نه پاسخ یا راه حل. راستش نه از من سوال کرده و نه راه حل خواسته.

پیش نوشت 2- چند روز اخیر ، برنامه های خیلی فشرده ای داشتم که مانع از آن شد که زودتر بیایم و بنویسم. ببخشید.

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رها کاشفی تاريخ: شنبه 22 مهر 1396 ساعت: 12:27

آخرین پرسش لازم در تعریف هدف اصلی و رسالت کسب و کار این است :

«از دید مشتری چه چیز ارزش تلقی می شود؟»

شاید این پرسش از پرسش های دیگر مهم تر باشد، اما به هر حال پرسشی است که کمتر پرسیده می شود.

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رها کاشفی تاريخ: شنبه 22 مهر 1396 ساعت: 12:27

آقا، یک جا، در یک جلسه ای، در دفاع از پروژه ای خوب خودش را نشان داده است.

مدیر واحد «الف» که چشمانش برای دیدن کارمندان خودش ضعیف است، این ابراز وجود را دیده و این سوپرمن، در همان جلسه، چشم و دل او را برده است.

مدیر واحد الف، یک روز، آقا را به عنوان معاون خودش آورده و در واحد «الف» مشغول کار کرده است.

ادامه مطلب

برچسب: سازمانی, نویسنده: رها کاشفی تاريخ: شنبه 22 مهر 1396 ساعت: 12:27

صفحه بندی